الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

680

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

عِنْتُ الرّجل : به چشمش زدم مثل واژه‌هاى - رأسته و فأدته : ( به سرش زدم - به دلش زدم ) . عِنْتُهُ : با چشم زدمش مثل - سفته : با شمشير زدمش ، عبارت زدن با چشم گاهى مقصود عضوى است كه زده شده مثل - رأسته و فأدته ( به سر و دلش زدم ) و گاهى مقصود عضوى است كه حالت و وسيله زدن است و در حكم - سفته و رمحته است ( با شمشير و سر نيزه زدمش ) و بر دو معنى فوق عبارت - يديت - است در وقتى كه به دستش بزنى يا با دستت او را بزنى . عِنْتُ البئرَ : به چشمه و مجراى آب چاه رسيدم ، در آيه گفت : ( إِلى رَبْوَةٍ ذاتِ قَرارٍ وَ مَعِينٍ - 50 / مؤمنون ) ( اشاره به قرارگاه مرتفع امن با آب گوارايى است كه حضرت عيسى و مادرش را خداوند در آن مكان ايمنى داد ) در آيه : ( فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِماءٍ مَعِينٍ - 30 / ملك ) گفته شده حرف ( م ) در ( معين ) اصلى است و از - معنت است . واژه عين بطور استعاره در كجى و انحراف ميزان و وسيله سنجش هم به كار مىرود ، گاو وحشى را بخاطر زيبائيش - اعين و عيناء - گويند جمعش - عين - است كه زن هم به آن تشبيه شده ، در آيات : ( قاصِراتُ الطَّرْفِ عِينٌ - 48 / صافّات ) ( وَ حُورٌ عِينٌ - 22 / واقعه ) . عيي : الإِعْيَاء : عجز و ناتوانى است كه از راه رفتن زياد به بدن مىرسد . العِيّ : عجزى كه از عهده‌دار شدن كار و سخن به انسان دست مىدهد ، در آيات : ( أَ فَعَيِينا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ - 15 / ق ) « 1 » ( وَ لَمْ يَعْيَ بِخَلْقِهِنَّ - 33 / احقاف ) « 2 »

--> ( 1 ) باغات و چشمه سارها و كشتزارها كه اشاره به نعمت‌هاى آماده براى انسانهاست تا در آنها تفكّر و انديشه كنند و بر سر سفره‌اى اينچنين پر نعمت ، ميزبان خويش را بشناسند و سپاس گويند . ( 2 ) آيا از خلقت نخستين اين اقوام گستاخ و كفر پيشه مثل : ( عاد - ثمود - قوم نوح - فرعون ) عاجزيم كه اينان از خلقت جديد بعد از مرگ در شبهه هستند .